تبليغاتX
.::صاف و ساده::. - شعر زباله نيست.

كاغذ مچاله ي شعر را كدام واژه به تفسير نشست؟

كاش دلت!!!

كاش دلت براي آن واژه هاي اسير پيچ و تاب كاغذ مي سوخت

من سوختم و ساختم

روزي با همين واژه ها

مي بردمت به ماورا

بالاي عرش كبريا

غرور، زمين گير تو

من روي زمين

 در سايه ي گيسوي تو

اما عزيز اين واژه هاست

آن واژه هاي دلربا

تندي مكن با شعر من

اين ها همان افسانه هاست

كه اندر زمين مچاله است

اين ها همان گل واژه هاست

در مشت تو اسير شده است

شعر خرافه

شعر دروغ

شعر زباله نيست!!!

شاعر زباله نيست!!!

تندي مكن با شعر من......

 

ساعات اوليه 1 آذر86

محمد نظريان پور
+ نوشته شده در شنبه سوم آذر 1386ساعت 15:36 توسط صاف و ساده |