اين خانه چنين است
بي واژه و بي مايه...
ملهوف دو صد چندان
چشمان نظر پاره
منزوع شكمهايي چو پاتيل و پاتيله
اين خانه چنين است همسان ويرانه
اي دوست نبود اينجا وارون و ويرانه
وارث شده اند اينجا هر چه خل و ديوانه
واشي كلامم گير سر زن تو به داروغه
خستم.... از ديدن زين مهد دوسر پاره
گوي و بر گير و دندان گير...
گويد و گيرد و دندان گيرد.....
جان و جگر مظلوم اين خانه....
محمد نظريان پور
شنبه 8 دي ماه 86