تبليغاتX
.::صاف و ساده::. - مادر...(تقديم به جامعه زنان)

تقديم به نوزاد دختري كه همينك در گيتي چشم به جهان مي گشايد و تقديم

 به همه ي زنان عالم خواه مادر باشند خواه نه.

 

قبل ميلاد مسيح

قبل تر آري قبل تر...

قبل ميلاد زمين

.

يكي بود يكي نبود

غير از خداي مهربون

كه نه زمين بود و نه زمون

هيچ كس و هيچي نبود

خدا بود و خدا بود

.

خدا به اقتضاي رحمت

دست بزد به خلقت

و آفريد و افريد...

فرشته ها يكي يكي

يكي درشت و تپلي

يكي قشنگ و ماماني

و ديگري و ديگري...

به قدرتش وجود شدند

.

و بال بال زنان

به گوش هم نجوا كنان

به انتظار خلقت بزرگ او به صف شدند

 

يكي كه بالهاش به گستره

وسيع تر از قشنگي گل رز است

به ديگري بگفت:
خدا به هستي خواهد كه دهد شور و مستي

گويند هر انچه خواهد آمد از حرمت او يافت هستي

.

ديگري گفت مگر چيست اين؟!!!
گفت :
فصل زيباي زمين

اوج تكرار محبت بي كين

حرمت نام گذشت

انحناي گلبرگ

خنده ي يك كودك

افتخار هستي

عطر ياس و مستي

گرمي يك بوسه

غزل ناب زمين

و شعور ساحل وقت طوفان

با شكيباييدن درد

با دلي پيوسته خسته

با نواي لاي لاي

....

ديگري گفت:

آه ..اين همه زيبايي

اين همه شيدايي

و شكيباييدن درد!!!

گفت: آري..آه..آري

و زمين مفتخر است

به چنين اسوه ي مهر

اول بي اخر

مادر....مادر

 

محمد نظريان پور

اول ژانويه 2008

بربر با 3 شنبه 11 دي 86

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 0:19 توسط صاف و ساده |