تبليغاتX
.::صاف و ساده::. - حنجره مرد صدا مانده هنوز

 

حس تنهايي واژه

كه به دم پرده دريد

يا كه آواز قناري

و دل پر شكوه ي بيد

فصل اغازتبر

حنجره مرد

صدا مانده هنوز

و چشماني كه فقط ديد سفيد

رنگ پر رنگ پليد

حس ماتم

و شروع تازه

و دوباره پر واژه

چشمم کور است و صدا مانده هنوز...

گاهگاهی نفسی می اید می شود واژه ولی...

باز هم می فروشم به  گوش دلی...

مي خري؟...

 

 

محمد نظريان پور.

16 دي 86

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 20:6 توسط صاف و ساده |